|
عليرضا رجايی:
انصراف خاتمی در صورت عدم تصويب قطعی لوايح
قابل پيشبينی است
از آنجا که خاتمی ادامهی کار خود را عملا منوط به تصويب
لوايح دانسته ، انصرافش کاملا محتمل است.
عليرضا رجايی، عضو هيات مديرهی انجمن صنفی روزنامه نگاران
ايران، در گفت و گو با خبرنگار سياسی ايسنا افزود: در مورد آينده نمیتوان
پيشبينی قطعی کرد ولی با توجه به نوع و نحوهی طرح دو لايحهی رييس جمهور، به نظر
میآيد که انصراف خاتمی در صورت عدم تصويب قطعی دو لايحه قابل پيشبينی باشد.
وی با بيان اينکه شواهدی مبنی بر تاييد اين امر وجود دارد،
گفت: چنانچه عدم تاييد اين دو لايحه منجر به استعفای خاتمی شود، بحرانی در نظام سياسی،
بوجود میآيد اما در غير اين صورت در کوتاه مدت بروز بحران يا بینظمی اجتماعی،
بعيد به نظر میرسد.
رجايی افزود: چنانچه اصلاحات را گسترش تاثير ارادهی عمومی
بر ساختار سياسی معنا کنيم، بخش عمدهای از ادامهی اصلاحات منوط به تصويب دو
لايحهی رييس جمهور است.
اين عضو هيات مديرهی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران با
اعتقاد بر اينکه بخش مهمی از ناروايیها و انحرافاتی که پيش از دوم خرداد در نظام
سياسی رخ داده بود، پس از آن علنی شد و در معرض ديد افکار عمومی قرار گرفت، گفت:
برخی از اين بحرانها نيز تا حدی جراحی شد که بارزترين آنها در زمينهی اصلاحات
نسبی وزارت اطلاعات پس از قتلهای زنجيرهای نمود يافت.
وی افزود: اگر اصلاحات به نتيجهی لازم و مورد انتظار رسيده
بود و آنچنانکه خاتمی و اصلاحطلبان میگويند به هدف اصلاحات - دستيابی به
آرمانهای اول انقلاب به ويژه آزادی - رجعت شده بود، لزومی به طرح دو لايحهی رييس
جمهور نبود.
به اعتقاد وی، خاتمی ميزان کنونی پيشرفت اصلاحات را راضی
کننده نمیداند و هدف وی از ارائهی اين دو طرح، بوجود آوردن فضای آزاد و امنيت
سياسی است و بخش عمدهای از لايحهی تبيين اختيارات رييس جمهور معطوف به نظارت بر
نحوهی کارکرد دستگاه قضايی است.
رجايی گفت: گرايش بارزی که داخل نظام سياسی از گسترش آزادی و
اصلاحات جلوگيری کرده ، معتقد است که دموکراسی و افزايش آزادیهای سياسی با مبانی
دينی سازگاری ندارد. قشر ديگری نيز معتقدند حضور دين در عرصهی نظام سياسی بايد
محدود شود. اين گروه بیآنکه ضديتی با مضمون دين داشته باشند، معتقدند نظام سياسی
از ايدئولوژیهای دينی مجزاست و دين را در حوزهی خصوصی تعريف میکنند در وضع فعلی
شکل وسيعی از اين گرايش ديده میشود.
وی با بيان اين مطلب که جريانی که اساسا ضددين باشد در چارچوب
جريانهای سياسی داخل ايران وجود ندارد، ادعا کرد: با تجربهی دو دههی اخير، حتی
گروههای وسيعی از مذهبيون نيز به اين نتيجه رسيدهاند که حوزهی دخالت مذهب در
ساخت سياسی بايد محدود شود.
اين عضو هيات مديره انجمن روزنامه نگاران ايران، ادامه داد:
منظور خاتمی از مشخص شدن مرز بين جريان دوم خرداد و دو گروه آزادیخواهان دين گريز
و دينمداران ضد جمهوری، جداسازی کسانی بوده است که اساسا با مضمون مذهب ضديت
دارند.
رجايی گفت: بعيد است خاتمی قائل به آن باشد که نظر کسانی که
به عنوان يک تئوری، مطرح کنندهی محدوديت دخالت دين در عرصهی حاکميت هستند، در
جامعه عنوان نشود. از سوی ديگر در قانون اساسی به شکل روشن و واضحی بر مداخلهی
مذهب در امر حکومت صحه گذاشته شده است. به همين دليل کسانی که در داخل نظام سياسی
فعاليت میکنند و الزامی نسبت به قانون اساسی دارند ، نمیتوانند در چارچوب قانون
اساسی موجود، به طور کامل از اين مفاهيم عبور کنند.
وی افزود: به نظر من خاتمی مشخص شدن مرزها را به قصد تبيين و
تفسير رابطهی دين، حکومت و سياست خواسته است و اينکه چگونه اين دو به نحوی تنظيم
شوند که ضمن رعايت مفاهيم اساسی دموکراسی و آزادی مدنظر رييس جمهور، به اساس دين
نيز لطمهای وارد نشود. خواستهی خاتمی، دعوت به نوعی بازانديشی به رابطهی اين
دو است.
اين روزنامهنگار در پاسخ به اين سوال که طبق خواستهی رييس
جمهور چگونه جناحها میتوانند به وظيفهی خود مبنی بر حفظ ارزشهای اسلامی و
انقلاب جامهی عمل بپوشانند، گفت: به اعتقاد من خاتمی به اظهارنظر شخصی پرداخته
است. چه بسا نسبت به مبانی انقلاب و نحوهی سير و سلوک انقلاب طی ۲ دههی گذشته،
بين خاتمی و ديگر گروهها، اختلاف نظر وجود داشته باشد.
به نظر وی ، برای آنکه به مرز مشترک وسيعتری بين گروههای
موجود اصلاح طلبان و رييس جمهور دست يابيم بايد روی پايههای انقلاب اسلامی
(استقلال، آزادی و پيشرفت) تاکيد شود. چرا که اظهارنظر روی جزئيات، اختلاف نظرهای
بسياری از روايت تاريخ انقلاب را نمودار خواهد کرد.
رجايی اذعان کرد: قلبا مايلم سخنان خاتمی را اينگونه تفسير
کنم که خاتمی روی مطالبات فعلی مردم ايران تاکيد میکند و ديگر آنکه به همخوانی
اين مطالبات با مبانی انقلاب اعتقاد دارد. نيروهای اصلاح طلب روی اين مبانی اشتراک
نظر کامل دارند.
وی افزود: ورود به جزئيات تحول تاريخ انقلاب و اينکه چه
نيروهايی حامل اين شعارها بوده و چه سرنوشتی يافتهاند، مسائل مورد اختلافی است که
زمينهی طرح آن در حال حاضر چندان فراهم نيست و بهتر است طرح جدیتر و عمومیتر آن
را به زمان ديگر موکول کرد.
|